ORezaO

بنمای رخ که دیدنِ گلزارم آرزوست / در من نگر که نرگسِ خونخوارم آرزوست

خاموش چند باشی؟ آخر سخن بگوی / کز لعلِ دُرفشانِ تو گفتارم آرزوست

در صومعه ندیدم صدقی ز صوفیان / بر سر سبو کشیدنِ خمّارم آرزوست

دستی به دستِ ساقی و دستی به جامِ می / مستی‌کنان میانۀ بازارم آرزوست

یاران همه به معنی، عقرب‌صفت شدند / صحبت ز دستِ ایشان، با مارم آرزوست

از تلخیِ فراقِ تو جانم به لب رسید / یک بوسه زان دو لعلِ شکربارم آرزوست

 

( غزلیّات نظامی )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر