چو خاصالخاصِ حق گشتی، ز صورت پای بیرون نِه / هزاران شربتِ معنی به یک دم رایگان در کش
چو مستِ حضرتش گشتی فلک را خیمه بر هم زن / ستونِ عرش درجنبان، طنابِ آسمان در کش
کمینگاهیست بر راهش، هلا، تا دل نترسانی / کمین را بر تو بگشایند، مردانه کمان در کش
رهِ او بیقدم میرو، جمالش بیبصر میبین / حدیثش بیزبان بشنو، شرابش بیدهان در کش
بهشت و دوزخش بینی، مشو مشغولِ این هر دو / قدم بر فرقِ دوزخ نِه، خطی گردِ جنان در کش
نظامی، این چه اسرارست کز خاطر بیان کردی؟ / کسی رمزش نمیداند، زبان در کش، زبان در کش
( غزلیّات نظامی )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا