خرمنِ عمرم چو شمع از یک نگاهِ گرم سوخت / دیرصلحی، زودخشمی، ظالمی، خونخوارهای
گلرخی، شکّرلبی، سنگیندلی، سیمینبری / دلگشایی، لالهخدّی، مشتریرخسارهای
شِکوهها دارد نظامی زان بتِ گلپیرهن / چون ندارد یادگار از رویِ او نظّارهای
( غزلیّات نظامی )
در بیت دوم : خد : چهره، رخسار
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ توسط رضا