ORezaO

دست برآور ز میان چاره جوی / این غمِ دل را دلِ غمخواره جوی

غم مخور، البته که غمخوار هست / گردنِ غم بشکن اگر یار هست

بی‌نفسی را که زبونِ غم است / یاریِ یاران مددی محکم است

چون نفسی گرم شود با دو کس / نیست شود صد غم از آن یک نفس

صبحِ نخستین چو نفس برزند / صبحِ دوم بانگ بر اختر زند

پیشترین صبح به خاری رسد / گر نه پسین صبح به یاری رسد

از تو نیاید به توی هیچ کار / یار طلب کن که برآید ز یار

 

( مخزن‌الاسرار نظامی )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر