ORezaO

چون خمِ گردون به جهان درمپیچ / آنچه نه آنِ تو، به آن درمپیچ

زورِ جهان بیش ز بازویِ توست / سنگِ وی افزون ز ترازویِ توست

قوّتِ کوهی ز غباری مخواه / آتشِ دیگی ز شراری مخواه

کیسه‌بُرانند درین رهگذر / هرکه تهی‌کیسه‌تر آسوده‌تر

دایۀ دانایِ تو شد روزگار / نیک و بدِ خویش بدو واگذار

گر دهدت سرکه، چو شیره مجوش / خیرِ تو خواهد، تو چه دانی؟ خموش

نازِ بزرگانت بباید کشید / تا به بزرگی بتوانی رسید

یارِ مساعد به گهِ ناخوشی / دام‌کشی کرد نه دامن‌کشی

 

( مخزن‌الاسرار نظامی )

 

در بیت هشتم : یعنی دوست حقیقی آن است که در روز سختی، دام را از پیش پای تو بکشد تا به دام نیفتی، نه آنکه تو را در دام ترک کرده و دامن‌کشان از پی کار خود برود تا خود در دام نیفتد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر