ماهِ تابان را شبی نسبت به رویت کردهام / سالها شد تا خجالت دارم از رویِ شما
مردۀ خاکم که او میپرورد سروی چو تو / زندۀ بادم که او میآورد بویِ شما
سستعهد و سختدل یاری، ولی بهرِ دلت / کس نمیگوید حدیثِ سخت در رویِ شما
گر بدم گویی و نیکویی، به هر حالت که هست / هست سلمان از میانِ جان، دعاگویِ شما
( غزلیّات سلمان ساوجی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹ توسط رضا