ORezaO

بخش‌هایی از سخن‌های خسرو پرویز در بار عام، پس از اینکه خبر کشته شدن بهرام چوبینه به دربار رسید

 

1 کجا آن شیر کز شمشیرگیری / چو مستان کرد با ما شیرگیری؟

2 بسا فرزانه را کو شیرزاده‌ست / فریبِ خاکیان، بر باد داده‌ست

3 از آن بر گرگ، روبه راست شاهی / که روبه دام بیند، گرگ ماهی

4 ز مغروری، کلاه از سر شود دور / مبادا کس به زورِ خویش مغرور

5 خورش‌ها را نمک، رو تازه دارد / نمک باید که نیز اندازه دارد

6 مجو بالاتر از دورانِ خود جای / مکِش بیش از گلیمِ خویشتن پای

7 نه فرّخ شد نهادِ نو نهادن / ره و رسمِ کهن بر باد دادن

8 هر آن کو کِشت تخمی، کِشته بر داد / نه من گفتم، که دانه زو خبر داد

9 تو خونریزی مبین کو شیر گیرد / که خونش گیرد، ارچه دیر گیرد

10 از این ابلق‌سوارِ نیم‌زنگی / که در زیر ابلقی دارد دورنگی

11 مباش ایمن که با خویِ پلنگ است / کجا یکدل شود؟ آخر دورنگ است

12 ز عیبِ نیک‌مردم دیده بردوز / هنر دیدن ز چشمِ بد میاموز

13 هنر بیند چو عیب، این چشمِ جاسوس / تو چشمِ زاغ بین، نه پایِ طاووس

14 به عیبِ خویش یک دیده نمایی؟ / به عیبِ دیگران صد صد گشایی؟

15 نه کم زآیینه‌ای در عیب‌جویی / به آیینه رها کن سخت‌رویی

16 حفاظِ آینه این یک هنر بس / که پیشِ کس نگوید غیبتِ کس

17 چو سایه روسیاه آن کس نشیند / که واپس گوید آنچ از پیش بیند

 

( خسرو و شیرین نظامی )

 

در بیت سوم : منظور از ماهی، ماهیِ در دام گذاشته شده برای صید است

در بیت چهارم : مغرور : فریب‌خورده

در بیت دهم : ابلق : دو رنگ – زنگی : سیاه – منظور از ابلق، اسب سیاه و سفید و کنایه از شب و روز است و ابلق‌سوار همان آسمان است که نیمش زنگی و سیاه (یعنی شب) است

در بیت سیزدهم : مصراع دوم یعنی از زاغ، چشم او را که کمال است ببین و در طاووس با آن همه کمال، عیب و زشتیِ پایِ او را منگر

در بیت پانزدهم : سخت‌رویی : بی‌شرمی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر