دو دلبر داشتن از یکدلی نیست / دودل بودن طریقِ عاقلی نیست
دو روزِ عمر اگر داد است اگر دود / چنان کش بگذرانی، بگذرد زود ...
نیاز آرد کسی کو عشقباز است / که عشق از بینیازان بینیاز است ...
سخن را تلخ گفتن تلخرایی است / که هرکس را درین غار اژدهایی است
سخن با تو نگویم تا نسنجم / نسنجیده مگو تا من نرنجم
سخن در نیک و بد دارد بسی روی / میانِ نیک و بد باشد یکی موی
سخن باید که با معیار باشد / که پر گفتن خران را بار باشد
درختی کز جوانی کوژ برخاست / چو خشک و پیر گردد کی شود راست؟ ...
مرا خاری که گُل باشد بر آن خار / بِهْ از سروی که هرگز ناورد بار
( خسرو و شیرین نظامی )
در بیت چهارم : یعنی همه کس را در غارِ دهان، اژدهای زبان است و میتواند تلخ بگوید ولی تا تلخرای و زشتطبع نباشد تلخ نخواهد گفت
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱ تیر ۱۳۹۹ توسط رضا