رهایی خواهی از سیلابِ اندوه / قدم بر جای باید بود چون کوه
گر از هر باد چون کاهی بلرزی / اگر کوهی شوی، کاهی نیرزی
ندارد جاودان طالع یکی خوی / نماند آب دایم در یکی جوی
همهساله نباشد کامکاری / گهی باشد عزیزی، گاه خواری
به صبر از بند گردد مرد رسته / که صبر آمد کلیدِ کارِ بسته
( خسرو و شیرین نظامی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹ توسط رضا