ORezaO

منه دل بر جهان کاین سردِ ناکس / وفاداری نخواهد کرد با کس

چه بخشد مرد را این سفله ایّام / که یک یک بازنستاند سرانجام؟

به صد نوبت دهد جانی به آغاز / به یک نوبت ستاند عاقبت باز

چو بر پایی، طلسمی، پیچ پیچی / چو افتادی، شکستی، هیچ هیچی

درین چنبر که محکم شهربندی‌ست / نشان ده گردنی کو بی‌کمندی‌ست

نه با چنبر توان پرواز کردن / نه بتوان بندِ چنبر باز کردن

درین چنبر گشایش چون نماییم؟ / چو نگشاده‌ست کس، ما چون گشاییم؟

سلامت بایدت، کس را میازار / که بد را در عوض تیز است بازار

ازین هستی که یابد نیستی زود / بباید شد به هست و نیست خشنود

ز مال و ملک و فرزند و زن و زور / همه هستند همراهِ تو تا گور

روند این همرهان غمناک با تو / نیاید هیچکس در خاک با تو

به مرگ و زندگی، در خواب و مستی / تویی با خویشتن، هرجا که هستی

 

( خسرو و شیرین نظامی )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر