خدایا جهانپادشایی تو راست / ز ما خدمت آید، خدایی تو راست
نبارد هوا تا نگویی ببار / زمین نآورد تا نگویی بیار
خرد تا ابد درنیابد تو را / که تابِ خرد برنتابد تو را
سری کز تو گردد بلندیگرای / به افکندنِ کس نیفتد ز پای
کسی را که قهرِ تو در سر فکند / به پامردیِ کس نگردد بلند
شب و روز، در شام و در بامداد / تو بر یادی از هرچه دارم به یاد
چو نامِ توام جاننوازی کند / به من دیو کی دستیازی کند؟
سپردم به تو مایۀ خویش را / تو دانی حسابِ کم و بیش را
( شرفنامه نظامی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ توسط رضا