ORezaO

بیا باغبان، خرّمی ساز کن / گل آمد، درِ باغ را باز کن

نظامی به باغ آمد از شهربند / بیارای بستان به چینی پرند

سهی‌سرو را یال برکش فراخ / به قمری خبر دِه که سبز است شاخ

یکی مژده ده سویِ بلبل به راز / که مهدِ گل آمد به میخانه باز

سمن را درودی ده از ارغوان / روان کن سویِ گلبن آبِ روان

به سرسبزی از عشقِ چون من کسان / سلامی به هر سبزه‌ای می‌رسان

هوا معتدل، بوستان دلکش است / هوایِ دلِ دوستان زآن خوش است

درختان شکفتند بر طرْفِ باغ / برافروخته هر گلی چون چراغ

به مرغِ زبان‌بسته آواز ده / که پروازِ پارینه را ساز ده

سراینده کن نالۀ چنگ را / درآور به رقص این دلِ تنگ را

در آن بزمۀ خسروانی خُرام / درافکن میِ خسروانی به جام

به من ده که مَی خوردن آموختم / خورم خاصه، کز تشنگی سوختم

به یادِ حریفانِ غربت‌گرای / کز ایشان نبینم یکی را به جای

چو دورانِ ما هم نمانَد بسی / خورد نیز بر یادِ ما هم کسی

 

( شرفنامه نظامی )

 

در بیت دوازدهم : خورم خاصه : در تنهایی و بی‌شریک بخورم

در بیت سیزدهم : حریفانِ غربت‌گرای : دوستانِ درگذشته


نوشته شده در تاريخ جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر