زمستان برون رفت و آمد بهار / برآورده سبزه سر از جویبار
دگرباره سرسبز شد خاکِ خشک / بنفشه برآمیخت عنبر به مُشک
بَرومند باد آن همایون درخت / که در سایۀ او توان برد رخت
گَه از میوه آرایشِ خوان دهد / گه از سایه آسایشِ جان دهد
به میوه رسیده بهاری چنین / ز رونق میفتاد کاری چنین
چو شد بارور میوهدارِ جوان / به دستِ تبر دادنش چون توان؟
( شرفنامه نظامی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۹ توسط رضا