1 چه گنج است کآن ارمغانیم نیست؟ / دریغا جوانی، جوانیم نیست
2 فروبسته کاری، پیاپی غمی / نه کس غمگساری، نه کس همدمی
3 منِ شبنیاسوده برخاستم / به آسودگی بزمی آراستم
4 بساطی کشیدم به ترتیبِ نو / بر او کردم اندیشه را پیشرو
5 می و نُقل و ریحان مرا همنفس / زبان و ضمیر و سخن بود و بس
6 درآمد به غرّیدن ابرِ بلند / فروریخت گوهر به گوهرپسند
7 به دعوی دروغی نباید نمود / زر و آتش اینک، توان آزمود
8 بسی سالها شد که گوهرپرست / نیاورد از این گونه گوهر به دست
9 فروشندۀ گوهر آمد پدید / متاع از فروشنده باید خرید
10 یکی سرو پیراستم در چمن / که بر یادِ او مَی خورد انجمن
11 من آن ابرم این طرفِ ششطاق را / که آب از جگر بخشم آفاق را
12 همه چون گیا جرعهخوارانِ من / ز من سبز و تشنه به بارانِ من
13 ز من گرچه شوریده شد خوابشان / هم از فیضِ جویِ من است آبشان
14 چو من کردم آیینه را تابناک / پذیرندۀ پاک شد جایِ پاک
15 بسا چیز کو در دل آرد هراس / سرانجام از آن کرد باید سپاس
16 به هر نیک و بد، مردِ آموزگار / نپیچد سر از گردشِ روزگار
17 ندارد جهان خویِ سازندگان / نسازد نوا با نوازندگان
18 در این پرده با آسمان جنگ نیست / که این پرده با کس هماهنگ نیست
19 کسی را که کَشتی نباشد درست / شناور شدن واجب آید نُخُست
20 جهان آن جهان شد که از مکر و فن / گَه آبِ تو ریزد، گهی خونِ من
21 سپهر آن سپهر است کز داغ و درد / گه ازرق کند رنگِ ما، گاه زرد
22 در این ره کسی پرده داند نواخت / که هنجارِ این ره تواند شناخت
( اقبالنامه نظامی )
در بیت ششم : منظور از ابر بلند و گوهر، طبع بلند شاعر و گوهر سخن است
در بیت هفتم : یعنی اینکه میگویم سخنانم گنج و گوهر است دروغ نیست، میتوان آزمود
در بیت یازدهم : این بیت و دو بیت بعد از آن و همچنین بیتهای پیش و پس از آنها که از کتاب اقبالنامه در این پست آورده نشده است، اشاره دارد به افرادی که از سخن نظامی تقلید و حتی دزدی کرده و به نام خودشان پخش میکردند
در بیت هفدهم : اشاره داره به اینکه جهان مانند نوازندگانِ ساز نیست که با نوازندگانِ دیگر ساز خود را کوک و هماهنگ میکنند
در بیت نوزدهم : شناور شدن : یاد گرفتن شنا
در بیت بیست و دوم : ره و پرده از اصطلاحات موسیقی است