ORezaO

بیت‌هایی از خردنامۀ افلاطون که به درخواست اسکندر برایش نوشت

 

نباشیم از این گونه دنیاپرست / که آریم خوانی به خونی به دست

چرا از پیِ یک شکم‌وار نان / گراینده باید به هر سو عنان؟

سلامت در اقلیمِ آسودگی‌ست / کزین بگذری، جمله بیهودگی‌ست

رهی دور و برگی در آن راه نی / ز پایانِ منزل کس آگاه نی

نباید غنودن چنان بی‌خبر / که ناگاه سیلی درآید به سر

نه بودن چنان نیز بی خواب و خورد / که تن ناتوان گردد و روی زرد

چو بر رشتۀ کاری افتد گره / شکیبایی از جهدِ بیهوده بِهْ

همه کارها از فروبستگی / گشاید، ولیکن به آهستگی

فروبستن کار در ره بوَد / گشایش در آن نیز ناگه بوَد

 

( اقبال‌نامه نظامی )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر