بیتهایی از خردنامۀ افلاطون که به درخواست اسکندر برایش نوشت
نباشیم از این گونه دنیاپرست / که آریم خوانی به خونی به دست
چرا از پیِ یک شکموار نان / گراینده باید به هر سو عنان؟
سلامت در اقلیمِ آسودگیست / کزین بگذری، جمله بیهودگیست
رهی دور و برگی در آن راه نی / ز پایانِ منزل کس آگاه نی
نباید غنودن چنان بیخبر / که ناگاه سیلی درآید به سر
نه بودن چنان نیز بی خواب و خورد / که تن ناتوان گردد و روی زرد
چو بر رشتۀ کاری افتد گره / شکیبایی از جهدِ بیهوده بِهْ
همه کارها از فروبستگی / گشاید، ولیکن به آهستگی
فروبستن کار در ره بوَد / گشایش در آن نیز ناگه بوَد
( اقبالنامه نظامی )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰ توسط رضا