بیتهایی از خردنامۀ سقراط که به درخواست اسکندر برایش نوشت
چو در بزمِ شادی نشست آوری / بهْ ار یارِ خندان به دست آوری
مکُن در رخِ هیچ غمگین نگاه / که تا بر تو شادی نگردد تباه
ز کمخوارگی کم شود رنجِ مرد / نه بسیار مانْد آن که بسیار خورد
ز هر طعمهای خوشگواریش بین / حلاوت مبین، سازگاریش بین
به کار اندر آی، این چه پژمردگیست؟ / که پایانِ بیکاری افسردگیست
به گفتارِ خوش، مهر شاید نمود / زبان ناخوش و مهربانی چه سود؟
سخن گفتنِ نرم فرزانگیست / درشتی نمودن ز دیوانگیست
( اقبالنامه نظامی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۰ توسط رضا