ORezaO

کی ببینی سرخ و سبزو فور را / تا نبینی پیش از این سه نور را

لیک چون در رنگ گم شد هوشِ تو / شد ز نور آن رنگ‌ها روپوشِ تو

چونکه شب آن رنگ‌ها مستور بود / پس بدیدی دیدِ رنگ از نور بود

شب نبُد نور و ندیدی رنگ‌ها / پس به ضدِّ نور پیدا شد تو را

دیدنِ نور است آنگه دیدِ رنگ / وین به ضدِّ نور دانی بی‌درنگ

رنج و غم را حق پیِ آن آفرید / تا بدین ضد خوش‌دلی آید پدید

 

( مثنوی مولوی )


نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر