ای که هرگز نمیکنی یادم / نکنم یک نفَس فراموشت
کاش که امشب بدیدمی در خواب / مست از آن سان که دیدهام دوشت
گرچه ما بیتو زهر مینوشیم / باد هر می که میخوری نوشت
تو از آن برتری به زیبایی / که رسد دستِ ما در آغوشت
باده امشب چنان مخور خواجو / که چو دیشب برند بر دوشت
( خواجوی کرمانی )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ توسط رضا