ORezaO

منِ بی‌دل چه کنم؟ پیشِ که گویم غمِ دل؟

که ندارم به‌جز از آهِ سحر همدمِ دل

گر نسازد لبِ جانبخشِ توام مرهمِ دل:

دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم

 

با حریفانِ صبوحی طَرَفِ جوی بجوی

سنبلِ یارِ گُل‌اندامِ سمن‌بوی ببوی

از برایِ دلم ای مطربِ خوش‌گوی بگوی:

دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم

 

ای خوشا پایِ گُل و فصلِ بهار و لبِ رود

صوفی از رقص نیاسوده و مطرب ز سرود

بشنو این نغمۀ پر زمزمه از زخمۀ رود:

دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم

 

( خواجوی کرمانی )

 

توضیح: به نظر می‌رسد این شعر (که بخشی از آن اینجا آورده شده است) برای اجرا به صورت ساز و آواز سروده شده باشد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۱ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر