ORezaO

زمانه شکلِ دگر گشت و رفت آن مهربانی‌ها / همه خونابۀ حسرت شده‌ست آن دوستگانی‌ها

چو مُشکِ ما همه کافور شد از سردیِ عالَم / جوانان را ز ما دل سرد شد، کو آن جوانی‌ها؟

مخند ای کامرانِ عشق بر تلخیِ عیشِ من / که من هم داشتم اندازۀ خود کامرانی‌ها

کسی کامروز در شادی‌ست فردا بینی‌اش در غم / نویدِ ماتمِ غم دان نوا و شادمانی‌ها

غم آرد، یادِ شادی‌های رفته، در دلِ خسرو / چو یادِ تندرستی و زمانِ شادمانی‌ها

.

( امیرخسرو دهلوی )

.

در بیت دوم : منظور از مشک، موی سیاه، و منظور از کافور، موی سپید است


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر