هزار جانِ مقدس فدایِ رویِ تو باد / که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
دلم هزار گره داشت همچو رشتۀ سِحر / ز سِحرِ چشمِ خوشت آن همه گره بگشاد
کلوخ و سنگ چه داند بهار را چه اثر / بهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۳ توسط رضا