ORezaO

به پالیز چون برکشد سرو شاخ / سرِ شاخِ سبزش برآید ز کاخ

به بالایِ او شاد باشد درخت / چو بیندش بینادل و نیک‌بخت

سزد گر گمانی برد بر سه چیز / کزین سه گذشتی چه چیزست نیز ؟

هنر با نژادست و با گوهر است / سه چیزست و هر سه به‌بند اندر است

هنر کی بُود تا نباشد گهر ؟ / نژاده بسی دیده‌ای بی هنر

گهر آنکه از فرّ یزدان بود / نیازد به بد دست و بد نشنود

نژاد آنکه باشد ز تخم پدر / سزد کاید از تخمِ پاکیزه بر

هنر گر بیاموزی از هر کسی / بکوشی و پیچی ز رنجش بسی

ازین هرسه، گوهر بود مایه‌دار / که زیبا بود خلعت کردگار

چو هر سه بیابی، خرد بایدت / شناسندۀ نیک و بد بایدت

چو این چار با یک تن آید به هم / برآساید از آز وز رنج و غم

مگر مرگ کز مرگ خود چاره نیست / و زین بدتر از بخت پتیاره نیست

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

 

در بیت اول : پالیز : باغ، بوستان - برکشد : رشد کند، بلند شدن

در بیت چهارم : معنی مصرع دوم : هر سه به هم وابسته اند


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر