ORezaO

روز وصل یار جانی بعد مدت ها رسید / معنی این را کسی داند که دوری را بدید

باورم پرسان و جویان تا که حق است این سخن / یا که بازی دل و وهم است از شوق شدید

شانه را با موی خود من آشنایی می دهم / چون غریبانه به سوی آشنایی می جهید

من ز در رفتم برون در آرزوی روی تو / با وجود روی تو ماه از چه روی آید پدید

وه که تو زیباتری از هرچه من نقشت زدم / بی بهای سر خود نقش تو را نتوان خرید

چشم تو درس خماری را به نرگس می دهد / این اسیر از آن دو ناوک کی تواند دل برید

ماه بین کز شرم تو امشب هلالی بیش نیست / چون خطایی کرد و اندر روی ماهت بنگرید

ایستادی در کنارم، شکر ایزد واجب است / کاین بلبل شیدای دل بارها سویت پرید


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر