به می عمارتِ دل کن، که این جهانِ خراب / بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن، که پرتوی ندهد / چو شمعِ صومعه افروزی از چراغِ کِنشت
مکن به نامهسیاهی ملامتِ منِ مست / که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت ؟
( غزلیّات حافظ )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ توسط رضا