گِره ز دل بگُشا، وز سپهر یاد مکن / که فکرِ هیچ مهندس چنین گِره نگشاد
قَدَح به شرطِ ادب گیر، زآنکه ترکیبش / ز کاسۀ سرِ جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کَی کجا رفتند ؟ / که واقف است که چون رفت تختِ جم بر باد ؟
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : مهندس : در اینجا کنایه از منجم و ستاره شناس - معنی بیت : دلتنگی مکن و از فلک و ستارگان توقّعی نداشته باش و کارها را از آنها مدان، زیرا هیچ منجّمی نتوانسته است که گره از کار بگشاید و حل معمّا کند
در بیت دوم : در کتاب " شاخ نبات حافظ " نوشتۀ دکتر محمدرضا برزگر خالقی ، توضیحات خلاصه و خوبی از جمشید و بهمن و قباد آمده است
در بیت سوم : بر باد رفتن تخت جم : ایهام دارد : 1) اشاره است به تحت فرمان بود باد برای سلیمان و بردن تخت او به هر سو ، 2) نابود شدن و بر باد رفتن تخت سلیمان ، 3) از بین رفتن تخت جمشید که خرابه های آن در نزدیکی شیراز است و به احتمال قوی، حافظ خرابه های آن را دیده است