این مطرب از کجاست که سازِ عراق ساخت / و آهنگِ بازگشت به راهِ حجاز کرد ؟
ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رَویم / زآنچه آستینِ کوته و دستِ دراز کرد
صنعت مکن، که هر که محبّت نه راست باخت / عشقش به رویِ دل، درِ معنی فراز کرد
فردا که پیشگاهِ حقیقت شود پدید / شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
( غزلیّات حافظ )
در این غزل حافظ به زیبایی و در تمامی ابیات، بر صوفی ریاکار خرده می گیرد. از طرفی ابیاتش کمی دشوار است . در این پست چهار بیت این غزل با توضیح کوتاهی آورده شده است
در بیت اول : به نظر بنده قدرت بیان حافظ در این بیت نمایان است. در حالی که با آوردن کلماتی مانند از کجاست، عراق و حجاز، سفر و این کشور و مناطق به ذهن می آید ولی منظور حافظ از عراق و حجاز و بازگشت اصطلاحات موسیقی است. توضیحات بیشتر در کتاب شاخ نبات حافظ از دکتر برزگر خالقی
در بیت دوم : آستین کوته : از ویژگی های خرقۀ صوفیان است که آستین را کوتاه می کردند تا مانع چابکی آنها نشود و در اینجا آستین کوتاه یعنی صاحب آستین کوتاه که همان صوفی ریاکار است. دست دراز : کنایه از دست طمّاع و ستمگر
در بیت سوم : صنعت کردن : تزویر و نفاق و دورویی کردن - فراز کردن : بستن - معنی بیت : حیله گری و مکّاری مکن زیرا هرکس که صادقانه و درست محبت نکرد، عشق درِ حقیقت و مقصود را به روی دل می بندد. خواجه می خواهد بگوید که صوفی عشقش صادقانه و واقعی نیست و به همین سبب درِ حقیقت به روی او بسته شده است
در بیت چهارم : فردا : کنایه از روز قیامت - پیشگاه حقیقت : پیشگاه حق تعالی که حقایق در آنجا آشکار است و دروغ و نیرنگ در آن راه ندارد - مجاز : غیرواقع، در مقابل حقیقت - معنی بیت : فردای قیامت وقتی پرده از تمام اسرار برداشته می شود و حق و باطل در پیشگاه حق نمایان می گردد، آن صوفی ای شرمنده است که به دنیا و تعلّقات مادی آن روی آورده و ریا و فریب کاری را پیشۀ خود ساخته است