ORezaO

دَمی با غم به سر بردن، جهان یک‌سر نمی‌ارزد / به مَی بفروش دلقِ ما کز این بهتر نمی‌ارزد

شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او درج است / کلاهی دلکش است، امّا به ترکِ سر نمی‌ارزد

چه آسان می‌نمود اوّل، غمِ دریا به بویِ سود / غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد

چو حافظ در قناعت کوش و، از دنیایِ دون بگذر / که یک جَو منّت دونان، دو صد من زر نمی‌ارزد

 

( غزلیّات حافظ )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر