ORezaO

گفتم: کَی‌ام دهان و لبت کامران کنند ؟ / گفتا: به چشم، هرچه تو گویی، چنان کنند

گفتم: خراجِ مصر طلب می‌کند لبت / گفتا: در این معامله کمتر زیان کنند

گفتم: صنم‌پرست نشو، با صمد نشین / گفتا: به کویِ عشق، همین و همان کنند

گفتم: هوایِ میکده غم می‌بَرد ز دل / گفتا: خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت دوم : مصر در قدیم به داشتن شکر معروف بود. در لغت‌نامۀ دهخدا آمده است یعنی لب تو در شیرینی به حدّی غالب آمده است که از مصر که مشهور به قند و نبات است، طلب خراج می‌کند – به عبارت دیگر معشوق می‌گوید : بوسۀ من چنان شیرین است که با خراج مصر نه تنها برابری می‌کند، بلکه از آن شیرین‌تر و باارزش‌تر است

در بیت سوم : صنم : بت و بت استعاره از معشوق زیبا که عاشق، او را تا حدّ پرستش می‌پرستد – صمد : بی‌نیاز و از نام‌های خدای تعالی است – معنی بیت : گفتم بت‌پرستی را رها کن و خداپرست شو و با او همراه باش و در پاسخ گفت : در کوی عشق، هر دو کار را با هم انجام می‌دهند و بین آن دو فرقی نیست، زیرا معشوق زیبا جلوه‌ای از ذات زیبای خداوند است


نوشته شده در تاريخ شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر