ORezaO

صدف‌وار، گوهرشناسان راز / دهن جز به لولوء نکردند باز

فراوان‌سخن باشد آکنده‌گوش / نصیحت نگیرد مگر در خموش

چو خواهی که گویی نفَس بر نفَس / حلاوت نیابی و گفتار کس

کمال است در نفس انسان سَخُن / تو خود را به گفتار، ناقص مکُن

کم‌آواز هرگز نبینی خجل / جوی مشک بهتر که یک توده گِل

حذر کن ز نادان ده‌مرده‌گوی / چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

صد انداختی تیر و هر صد خطاست / اگر هوشمندی، یک انداز و راست

چرا گوید آن چیز در خُفیه مرد / که گر فاش گردد شود روی زرد

مکن پیش دیوار غیبت بسی / بُوَد کز پسش گوش دارد کسی

از آن مرد دانا دهان دوخته است / که بیند که شمع از زبان سوخته است

 

( بوستان سعدی )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر