خستگان را چو طلب باشد و قوّت نبُوَد / گر تو بیداد کنی، شرطِ مروّت نبُوَد
خیره آن دیده که آبش نبرد گریۀ عشق / تیره آن دل که در او شمعِ محبّت نبود
دولت از مرغِ همایون طلب و سایۀ او / زآنکه با زاغ و زغن، شهپرِ دولت نبود
گر مدد خواستم از پیرِ مُغان، عیب مکن / شیخِ ما گفت که در صومعه همّت نبود
چون طهارت نبُوَد، کعبه وُ بتخانه یکی است / نبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا، علم و ادب ورز، که در مجلسِ شاه / هر که را نیست ادب، لایقِ صحبت نبود
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : خیره : تیره و تاریک – معنی مصراع اول : تیره باد آن چشمی که بر اثر گریۀ عشق اشکش خشک نشده باشد
در بیت سوم : دولت : بخت و اقبال، سعادت و خوشبختی – مرغ همایون : مرغ خجسته و مبارک، استعاره از عارفان و اولیای الهی – زاغ و زغن : استعاره از افراد پست و فرومایه – شهپر : بزرگترین پر در بال پرندگان که پرواز با آن انجام میگیرد – یعنی برای رسیدن و دستیابی به مقصود هرگز به سراغ انسانهای پست و فرومایه نرو که حاصلی ندارد