نفَس برآمد و، کام از تو برنمیآید / فغان که بختِ من از خواب درنمیآید
قدِ بلندِ تو را تا به بر نمیگیرم / درختِ کام و مرادم به بر نمیآید
مگر به رویِ دلآرایِ یارِ ما، ورنی / به هیچ وجهِ دگر کار برنمیآید
ز شَستِ صدق، گشادم هزار تیرِ دعا / ولی چه سود، یکی کارگر نمیآید
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : بر در مصراع اول به معنی آغوش و در مصراع دوم به معنی میوه و ثمر است
در بیت چهارم : شست : زهگیر، انگشترمانندی که در انگشت ابهام کرده، در وقت کمانداری زه کمان را بدآن گیرند و آن را به اعتبار انگشت ابهام، شست گویند
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ توسط رضا