غمِ حبیب، نهان بِه ز گفت و گویِ رقیب / که نیست سینۀ اربابِ کینه مَحرمِ راز
چه گویمت که ز سوزِ درون چه میبینم / ز اشک پرس حکایت، که من نیام غمّاز
چه فتنه بود که مشّاطۀ قضا انگیخت / که کرد نرگسِ مستش سیه به سرمۀ ناز ؟
بدین سپاس که مجلس، منوّر است به دوست / گرت چو شمع جفایی رسد، بسوز و بساز
غزلسراییِ ناهید صرفهای نبرَد / در آن مقام که حافظ برآورَد آواز
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : غمّاز : سخنچین و پردهدر
در بیت سوم : مشّاطه : آرایشگر – سرمه : مادّهای است سیاهرنگ که سبب ازدیاد نور چشم و زیبایی است – سرمۀ ناز : ناز به سرمه مانند شده است – معنی بیت : این چه فتنه و آشوبی بود که آرایشگر سرنوشت با کشیدن سرمۀ ناز و عشوه بر چشمان مست معشوق بر پا کرد ؟
در بیت چهارم : جفای شمع : اشاره است به سوختن و بریدن سر شمع
در بیت پنجم : ناهید : زهره، از سیّارههای منظورمۀ شمسی که در شعر فارسی، نوازنده و خنیاگر فلک است و از نظر منجّمان زهره سعد اصغر است و مشتری سعد اکبر میباشد – صرفه : سود، بهره و در معنی نام یکی از منازل قمر که در اینجا مراد نیست، با ناهید ایهام تناسب دارد – مقام : ایهام دارد : 1) جا و مکان 2) در اصطلاح موسیقی، به معنی لحن و آهنگ موسیقی است که با ناهید و آواز تناسب دارد