هاتفی از گوشۀ میخانه دوش / گفت ببخشند گنه، مَی بنوش
لطفِ الهی بکند کارِ خویش / مژدۀ رحمت برساند سروش
این خردِ خام به میخانه بر / تا میِ لعل آوردش خون به جوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند / هر قدَر ای دل که توانی بکوش
لطفِ خدا بیشتر از جرمِ ماست / نکتۀ سربسته چه دانی ؟ خموش
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : هاتف : فرشتهای که از عالم غیب آواز دهد و خود او دیده نشود
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ توسط رضا