اگر شراب خوری، جرعهای فشان بر خاک / از آن گناه که نفعی رسد به غیر، چه باک
برو به هرچه تو داری بخور، دریغ مخور / که بیدریغ زند روزگار، تیغِ هلاک
به خاکِ پایِ تو ای سروِ نازپرورِ من / که روزِ واقعه پا وامگیرم از سرِ خاک
چه دوزخی، چه بهشتی، چه آدمی، چه پری / به مذهبِ همه، کفرِ طریقت است امساک
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : جرعه بر خاک افشاندن : رسمی بوده در قدیم، هنگامی که نوشیدنیای میخوردند، چند قطره از آن را به یاد گذشتگان بر خاک میریختند
در بیت دوم : معنی بیت : برو و هرچه داری بخور و شاد و خوش باش، ولی حسرت مخور که زمانه بیمحابا تو را با شمشیر هلاکت میزند و نابود میکند
در بیت سوم : روز واقعه : کنایه از روز مرگ که اشاره است به آیه 1 سورۀ واقعه – ضمیر متّصل "م" در "وامگیرم" متعلّق به خاک است – معنی بیت : ای معشوق نازپروردۀ سروقامت من، تو را به خاک پایت سوگند میدهم که در روز مرگم از آمدن بر سر خاکم دریغ مکنی و مرا به فراموشی نسپاری
در بیت چهارم : امساک : بخل و خسّت