ORezaO

چو بر درِ تو منِ بی‌نوایِ بی زر و زور / به هیچ باب ندارم رهِ خروج و دخول،

کجا روم، چه کنم، چاره از کجا جویم ؟ / که گشته‌ام ز غم و جَورِ روزگار، ملول

چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرتِ تو / که طاعتِ منِ بی‌دل نمی‌شود مقبول ؟

به دردِ عشق بساز و خموش کن حافظ / رموزِ عشق مکن فاش پیشِ اهلِ عقول

 

( غزلیّات حافظ )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر