سالها پیرویِ مذهبِ رندان کردم / تا به فتویِّ خرد، حرص به زندان کردم
در خلافآمدِ عادت بطلب کام، که من / کسب جمعیّت از آن زلفِ پریشان کردم
نقشِ مستوری و مستی نه به دستِ من و توست / آنچه سلطانِ ازل گفت بکن آن کردم
دارم از لطفِ ازل جنّتِ فردوس طمع / گرچه دربانیِ میخانه فراوان کردم
صبحخیزیّ و سلامتطلبی چون حافظ / هرچه کردم همه از دولتِ قرآن کردم
گر به دیوانِ غزل صدرنشینم، چه عجب / سالها بندگیِ صاحبِ دیوان کردم
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : در خلافآمدِ عادت : آنچه که بر خلاف عادت باشد – جمعیّت : آرامش دل و خاطر
در بیت سوم : مستوری : تقوا و پاکدامنی – سلطان ازل : کنایه از خداوند
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷ توسط رضا