هرچند پیر و خستهدل و ناتوان شدم / هرگه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم
شکرِ خدا که هرچه طلب کردم از خدا / بر منتهایِ همّتِ خود کامران شدم
من پیرِ سال و ماه نِیام، یار، بیوفاست / بر من چو عمر میگذرد، پیر از آن شدم
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : خواجه معشوق را چون عمر و جان خود عزیز میداند و میفرماید: من به سبب گذشت سال و ماه پیر و فرسوده نشدهام، بلکه آنچه سبب پیری من شده است، یار بیوفای من است که همچون عمر، شتابان از کنارم میگذرد و نسبت به من بیتوجّه است
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۰ فروردین ۱۳۹۷ توسط رضا