گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم / همچنان چشمِ گشاد از کَرَمش میدارم
منم آن شاعرِ ساحر، که به افسونِ سخن / از نیِ کِلک، همه قند و شکر میبارم
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید / با که گویم که بگوید سخنی با یارم ؟
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : گره در کار افتادن : کنایه از مشکل شدن و پیچیده گشتن کار، خواجه ایهامی به عاشق شدن و گرفتاری دل در زلف یار دارد و نیز اشارهای به گرهدار بودن زلف معشوق میکند – گشاد : گشایش – چشم داشتن : کنایه از توقّع و انتظار داشتن
در بیت دوم : کلک : قلم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷ توسط رضا