در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم / حاصلِ خرقه وُ سجّاده روان دربازم
حلقۀ توبه گر امروز چو زهّاد زنم / خازنِ میکده فردا نکند در بازم
ور چو پروانه دهد دست، فراغِ بالی / جز بدآن عارضِ شمعی نبُوَد پروازم
صحبتِ حور نخواهم که بوَد عینِ قصور / با خیالِ تو اگر با دگری پردازم
گر به هر موی، سری بر تنِ حافظ باشد / همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : روان : تند و زود – بازم در مصراع اول به معنی باز مرا و دوباره برای من و در مصراع دوم از مصدر باختن به معنی میبازم و از دست میدهم و بین آن دو جناس تامّ است
در بیت دوم : خازن : نگهبان و خزانه دار – خواجه می را به زر مانند کرده و میفرماید: اگر امروز حلقۀ درِ توبه را مانند زاهدان به صدا درآورم و ترک مَی نمایم، فردا نگهبان میخانه در را به رویم باز نمیکند و مرا نمیپذیرد
در بیت سوم : خواجه خود را به پروانه و صورت معشوق را به شمع مانند کرده است میفرماید: و اگر مانند پروانه آسایش خاطری برایم میّسر شود، فقط به گرد آن چهرۀ چون شمع یار پرواز خواهم کرد
در بیت چهارم : عین قصور : کوتاهی و گناه محض