دیدن اسکندر اسرافیل را بر سر کوه، هنگام جستن آب حیوان
سِرافیل را دید صوری به دست / برافراخته سر ز جایِ نشست
پر از باد لب، دیدگان پر ز نم / که فرمانِ یزدان کی آید که دَم
چو بر کوه رویِ سکندر بدید / چو رعدِ خروشان فغان برکشید
که ای بندۀ آز چندین مکوش / که روزی به گوش آیدت یک خروش
که چندین مرنج از پیِ تاج و تخت / به رفتن بیارای و بربند رخت
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
در بیت اول : سرافیل : یکی از چهار فرشتۀ مقرّب، مأمور دمیدن صور – صور : شیپور
در بیت دوم : پر از باد لب : دهانش پر از باد برای دمیدن در صور – دیدگان پر ز نم : با چشمان گریان
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا