سخن فردوسی پس از مرگ اسکندر و پایان داستان او
اگر ماند ایدر ز تو نامِ زشت / بدانجا نیابی تو خرّمبهشت
چنین است رسمِ سرایِ کهن / سکندر شد و ماند ایدر سخن
چو او سی و شش پادشا را بکُشت / نگر تا چه دارد ز گیتی به مشت ؟
برآورد پرمایه ده شارستان / شد آن شارستانها کنون خارستان
بجُست آنچه هرگز نجستست کس / سخن ماند ازو اندر آفاق و بس
سخن به که ویران نگردد سخن / چو از برف و باران سرای کهن
اگر چند هم بگذرد روزگار / نوشته بماند ز ما یادگار
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا