ORezaO

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم / در لباسِ فقر، کارِ اهلِ دولت می‌کنم

تا کَی اندر دامِ وصل آرم تَذَروی خوش‌خرام / در کمینم، وِانتظارِ وقتِ فرصت می‌کنم

واعظِ ما بویِ حق نشنید، بشنو کاین سخن / در حضورش نیز می‌گویم، نه غیبت می‌کنم

با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کویِ دوست / وز رفیقانِ ره استمدادِ همّت می‌کنم

خاکِ کویَت زحمتِ ما برنتابد بیش از این / لطف‌ها کردی بُتا، تخفیفِ زحمت می‌کنم

زلفِ دلبر دامِ راه و، غمزه‌اش تیرِ بلاست / یاد دار ای دل، که چندینت نصیحت می‌کنم

دیدۀ بدبین بپوشان ای کریمِ عیب‌پوش / زاین دلیری‌ها که من در کنجِ خلوت می‌کنم

حافظم در مجلسی، دُردی‌کَشم در محفلی / بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می‌کنم

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : از نگاه خواجه در میخانه نوعی سعادت و خوش‌اقبالی است

در بیت هفتم : معنی بیت : ای خدای بخشنده‌ای که ستّارالعیوب هستی و عیب‌ها را می‌پوشانی، چشم مردم بدبین و بدگمان را از این گستاخی‌هایی که من در گوشۀ تنهایی‌ام انجام می‌دهم بپوشان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر