دردم از یار است و درمان نیز هم / دل فدایِ او شد و جان نیز هم
اینکه میگویند آن خوشتر ز حُسن / یارِ ما این دارد و آن نیز هم
چون سرآمد دولتِ شبهایِ وصل / بگذرد ایّامِ هجران نیز هم
هر دو عالَم یک فروغِ رویِ اوست / گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کارِ جهان / بلکه بر گردونِ گردان نیز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است / وآصفِ مُلکِ سلیمان نیز هم
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : آن : زیبایی درونی و باطنی که قابل وصف نیست
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ توسط رضا