ORezaO

کمتر از ذرّه نه‌ای، پست مشو، مِهر بورز / تا به خلوت‌گهِ خورشید رسی چرخ‌زنان

بر جهان تکیه مکن، ور قَدَحی مَی داری / شادیِ زُهره‌جَبینان خور و نازک‌بدنان

پیرِ پیمانه‌کَشِ من که روانش خوش باد / گفت: پرهیز کن از صحبتِ پیمان‌شکنان،

دامنِ دوست به دست آر و ز دشمن بگسل / مردِ یزدان شو وُ فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمنِ لاله سحر می‌گفتم / که شهیدانِ که‌اند این همه خونین‌کفنان؟،

گفت: حافظ، من و تو مَحرمِ این راز نه‌ایم / از میِ لعل حکایت کن و شیرین‌دهنان

 

( غزلیّات حافظ )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر