در بحرِ مایی و منی افتادهام، بیار / می، تا خلاص بخشدم از مایی و منی
خونِ پیاله خور، که حلال است خونِ او / در کارِ یار باش، که کاری است کردنی
ساقی، به دست باش که غم در کمینِ ماست / مطرب، نگاهدار همین ره که میزنی
مَی دِه، که سر به گوشِ من آورد چنگ و، گفت / خوش بگذران و بشنو از این پیرِ منحنی
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : مایی و منی : کنایه از کبر و غرور
در بیت دوم : خون پیاله : شراب
در بیت سوم : ره : در اصطلاح موسیقی، مقام و پرده
در بیت چهارم : پیر منحنی : چنگ
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷ توسط رضا