رنجِ ما را که توان برد به یک گوشۀ چشم / شرطِ انصاف نباشد که مداوا نکنی
دیدۀ ما چو به امّیدِ تو دریاست، چرا / به تفرّج گذری بر لبِ دریا نکنی؟
نَقلِ هر جَور که از خُلقِ کریمت کردند / قولِ صاحبغرضان است، تو آنها نکنی
بر تو گر جلوه کند شاهدِ ما، ای زاهد / از خدا جز می و معشوق، تمنّا نکنی
( غزلیّات حافظ )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷ توسط رضا