ادب و شرم، تو را خسروِ مَهرویان کرد / آفرین بر تو که شایستۀ صد چندینی
عَجَب از لطفِ تو ای گُل که نشستی با خار / ظاهراً مصلحتِ وقت در آن میبینی
بادِ صبحی به هوایت ز گلستان برخاست / که تو خوشتر ز گُل و، تازهتر از نسرینی
سخنی بیغرض از بندۀ مُخلص بشنو / ای که منظورِ بزرگانِ حقیقتبینی،
نازنینی چو تو پاکیزهدل و پاکنهاد / بهتر آن است که با مردمِ بد ننشینی
( غزلیّات حافظ )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ توسط رضا