ساقیا، سایۀ ابر است و بهار و لبِ جوی / من نگویم چه کن، ار اهلِ دلی، خود تو بگوی
بویِ یکرنگی از این نقش نمیآید، خیز / دلقِ آلودۀ صوفی به میِ ناب بشُوی
دو نصیحت کنمت، بشنو وُ صد گنج ببَر / از درِ عیش درآ وُ، به رهِ عیب مپوی
گفتی از حافظِ ما بویِ ریا میآید / آفرین بر نفَست باد که خوش بردی بوی
( غزلیّات حافظ )
در بیت سوم : به ره عیب مپوی : عیبجویی مکن
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ توسط رضا