بهرام گور پس از سخن گفتن از داد در حضور بزرگان، قسم میخورد که اگر مأموری به مردم ظلم کند، حتی به میزان اندک، به شدت مجازاتش کند و همچنین تضمین میدهد که اگر در کشورش دزدی شد، خودش تاوانش را بدون هیچگونه منّتی به مردم بدهد و حتی تاوانی که میپردازد ارزشی بیش از مال دزدیده شده دارد (به نظر من حرفش این را میرساند که امنیت کامل و همینطور رفاه اقتصادی را در کشور برقرار کرده است و غیرمستقیم میگوید هرگز دزدی نخواهد شد):
1 به یزدانِ دارنده کاو داد فر / به تاج و به تخت و نژاد و گهر
2 که گر کارداری به یک مشت خاک / زیان جوید اندر بلند و مغاک
3 همآنجا بسوزم به آتش تنش / کنم بر سرِ دار پیراهنش
4 وگر درگذشته ز شب چند پاس / بدزدد ز درویش دزدی پلاس
5 به تاوانش دیبا فرستم ز گنج / بشویم دلِ غمگنان را ز رنج
6 وگر گوسفندی برند از رمه / به تیره شب و روزگارِ دمه
7 یکی اسپِ پرمایه تاوان دهم / مبادا که بر وی سپاسی نهم
8 چو با دشمنم کارزاری بُوَد / وزآن جنگ خسته سواری بُوَد
9 فرستمش یک ساله زرّ و درم / نداریم فرزندِ او را دژم
10 ز دادارِ دارنده یکسر سپاس / که اویست جاوید نیکیشناس
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
در بیت دوم : کاردار : مأمور، متصدّی کارهای دیوان
در بیت چهارم : پلاس : لباس پشمین
در بیت ششم : دمه : باد و برف و بوران
در بیت هفتم : سپاس : منّت
در بیت هشتم : خسته : زخمی، مجروح
در بیت نهم : دژم : افسرده، غمگین