بر رخِ چون زر، سرشکِ همچو سیمم دید و گفت / این گدا را بین که اظهارِ تجمّل میکند
زلفِ او دل برد و کاکل در پیِ جان است، وای / کآنچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند
( غزلیّات وحشی بافقی )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸ توسط رضا
بر رخِ چون زر، سرشکِ همچو سیمم دید و گفت / این گدا را بین که اظهارِ تجمّل میکند
زلفِ او دل برد و کاکل در پیِ جان است، وای / کآنچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند
( غزلیّات وحشی بافقی )